الان ساعت ۵:۴۴ صبح، این اولین پست من بعد از مدت هاست.
وقتی اومدی به زندگی برگشتم، اما حالا که نیستی هنوز بعد ۱ سال به نبودنت عادت نکردم. در جنون رفتنت دارم دست و پا میزنم تا بتونم بیام بیرون اما تا الان هیچ فایده ای نداشته، من حسرت گرفتن دستات و ذوق چشمات رو دلمه.
نمیخوام باور کنم دیگه به قلبم برنمیگردی، من هنوز کورسوی امیدی تو دلم برای برگشتت به زندگیم دارم.
دلم برات تنگ شده باقلوای من ❤️🩹