این روزا، با همه تلاشی که برای بقا داریم انجام میدیم، یه چیزی برامون ثابت شده؛ اونم اینه که رویاهایی که داشتیم، بر باد رفته.
اگه بیایم بنویسیم، نه وضعیت عادیه که به خودمون خیانت کردیم؛ اگه هم ناامیدانه حرف بزنیم، متهم میشیم به اینکه ستون پنجم دشمنیم. ما دهه هفتادیا، هشتادیا و نودیا، بدون اینکه گناهی داشته باشیم، داریم تاوان حرفهایی رو میدیم که یه عمر بهمون گفتن باید اینجوری باشید.
دارم خیلی سربسته مینویسم، چون میدونم خودتون حرفام رو درک می کنید.
ما که مثل شما نیستیم بخوایم با حرف و شعار زندگی کنیم. ما از این دنیا ارتباط میخوایم؛ چیزی که هم نسلای من توی جهان دارنش، اما ما بخاطر حرف و شعار بعضیا، ازش محرومیم.